![]()
کسی که کالایی را میفروشد، باید خاطر خریدار را جمع کند.
اگر پشت کالا خالی باشد، مشتری دلبهشک و از خرید منصرف میشود. پس کاسب - از نوع حبیب خدا - باید برای تهیهء کالای شناسنامهدار بکوشد. در صورت موجود نبودن، مشتری را آگاه و کالایی مشابه معتبر معرفی کند.
کاسب باید از گارانتی مبهم و مشکوک پرهیز کند، مانند: گارانتیهای معروف به هزارتومانی، گارانتیهای طلایی یا نقرهای یا دیگر رنگها و هولوگرامهای بدترکیب. چون روز استفاده از آنها حال صاحب کالای معیوب مصداق آن ضرب المثل قدیمی میشود: «مرگ عزیز از یک طرف، سرسلامتی مردم از طرفی دیگر».
![]()
سر مشتری همیشه کلاه نمیرود. اگر یک بار در خرید اشکالی پیشآید،مشتری از دست خواهد رفت. رنگزدن گنجشک و به جای قناری فروختنش قبل از ظهور رسانههای اطلاعرسانی جدید، ممکن بود. ولی امروزه بهتر است برای شکار قناری وقت گذاشت، چونقناری فروش همیشه مشتریهای خودش را دارد.
کاسب نادرست به سرعت افشاء میشود و باید جل و پلاساش را جمعکند؛ عمر نادرستی کوتاه است و با آن نمیتوان کسب را اداره کرد.به جنبه اخلاقی موضوع کاری نداریم، روی منبر رفتن برای مشتری باهوش خطاست.
خلاصه کلام: کاسبی با غل و غش نمیگیرد؛ و ما دوست داریم کسبمان بگیرد.
کسانی دائم به دنبال کالای ارزان هستند، چون تصور میکنند که بهترین نوع خرید، ارزانترین آن است. اما معمولا ارزانی بیحکمت و گرانی بیعلت نیست.
ابزار عکاسی، مجاری وارداتی مشخص و قیمت معینی دارد. ولی گاه یک دوربین در فروشگاههای مختلف با ده درصد اختلاف قیمت عرضه میشود! حکایت طمعه و قلاب است: قیمت به ظاهر ارزان کالا - خصوصا دوربین - طمعه بر سر قلابی است که گرفتار شدن در آن معمولا باعث میشود که اقلام دیگر را به قیمتهای دولا و پهنا تحمیل شود. کمتر کسی دوربین خالی میخرد: کارت حافظه، کیف و چیزهایی که مشتری ارزانبخر یادش نبوده پیشاپیش قیمت کند و حالا به چند برابر قیمت به او تحمیل میشود.
حالا پرتقالفروش را پیدا کنید، و در ضمن بیش از پیش مطمئن شوید که صحیح خریدکردن هنر است.
![]()
هیچ وقت ادعا نکردهایم که ارزانفروش هستیم. ارزانفروشی جز اهداف اصلی ما نیست. هدف ما یافتن بهترین کالا و عرضهکردن آن به مناسبترین قیمت است. زندگی ما از این کسب میگذرد. پس برای چرخیدن چرخ معاش، ضروری است که زندگی شما با کالای مرغوب، قیمت مناسب و خدمات شایسته، شیرینتر کنیم.
رضایت مشتری از اهداف اصلی ماست، رضایتی که خیلی از شعار و ادعای «مشتریمداری» فراتر میرود؛ وگرنه فلان فلافلفروش هم با خط کجوکولهای روی کاغذ آ۴ نوشته «اول رضایت مشتری» و کاغذ را بالای سرش زده و در عین حال فلافلها را در روغن سوختهء ده بار داغشده میجوشاند.
![]()
هنگامی که یک فروشنده اعتباری چشمگیر کسب میکند، خرید از او با اطمینان همراه میشود. چون مشتری میداند که کاسب واقعی، حیثیت کاریاش را ارزان به حراج نمیگذارد.
بیشتر وقت ما صرف این میشود که چیزهایی عرضه کنیم و چنان عرضه کنیم که خاطر مشتریهامان راحت باشد. این کار آسانی نیست، هدفی است که رسیدن به آن دشوار است و ماندن در آن دشوارتر. با لغزشی کوچک، آبروی بهسختی بهدست آمده برباد میرود.
شاید روزی برسد که مشتری ما برای نشاندادن اعتبار کالایی که خریده، بگوید: «از پیکسل خریدم». آن روز یکی از بهترین روزهای زندگی ما خواهد بود.
اولین شعار تبلیغاتی ما این بود. شعاری که ریشه در باورهای ما داشت و دارد. این شعار میتوانست به اشکال مختلف کامل شود:
حتی اگر از ما نخرید، بازدید کنید
حتی اگر از ما نخرید، اطلاعات بخواهید
حتی اگر از ما نخرید، مطمئن خرید کنید
حتی اگر از ما نخرید، خرید نامرغوب نکنید
و از همه مهمتر این که:
حتی اگر از ما نخرید، جنس خوب بخرید و از کاسب خوب بخرید. با این کار کالایی مناسب به دست میآورید و روابط کاری و انسانی سالم را قویتر میکنید. با کسانی کار کنید که شبیه شما هستند.
قسمتی از سود باید به مشتری برگردد. چون سود مدیون اعتماد مشتریان آن است. مشتریهایی که با کیف پولشان به آن مجموعه اعتماد کردهاند. این اعتماد باید به شکل شایستهای جبران شود. توسعه در راه صحیح یکی از بهترین راههای قدردانی شایسته از مشتریهاست.
نورها، ویترینها، دکورها، لباسها، کرواتها، کارکنان، مکانها، نشانیهای خاص، شمارههای رند و... هدر دادن پول مشتری است. مشتری این چیزها را نمیخواهد. مشتری کالای مرغوب و مطمئن میخواهد، باید قبل از آفتابه لگن، فکر شام و نهار کرد.
ما سود اضافی از مشتری نمیگیریم که خرجهایی بیخود و متظاهرانه برای آن بتراشیم.
![]()
امروزه عبارت Gray Market در شرح کالا اشاره به این دارد که آن کالا از نمایندگی رسمی تهیه نشده است. خیلی از فروشندههای معتبر، از جمله بی اند اچ، ادوراما یا کالومت، کالای بازار خاکستری هم به صورت عیان و شفاف عرضه میکنند. آنها گاهی جنس دست دوم هم عرضه میکنند، اما با شرط و شروط، همراه رتبهبندی و در کمال شفافیت. این رسم کاسبی صادقانه و درست است.
کاسبی مفهومی بود که زمانی حرمت داشت، کاسب امین مردم بود و حبیب خدا بود. کاسب کارگشای مشتریها بود. ما میخواهیم در حد و اندازه خودمان حرمت کاسبی را زنده کنیم.
![]()
اولین بار پیکسل بود که اعلام کرد: <ایها الناس فریب دوربین ارزان قیمت و تجهیزات گرانقیمت را نخورید>. اولین بار پیکسل بود که نشان داد در دنیای امروز چه ابزارهای متنوعی برای فیلمبرداری اچدی اسالآر عرضه شده است. اولین بار پیکسل بود که لنزهای اسالآر کارل زایس را معرفی کرد. اولین بار پیکسل بود که دردسر فلاشزدن را با پاکتویزارد حل کرد. اولین بار پیکسل بود که با تجیزات لومیکوئست روشهای جدیدی برای کار با فلاشهای هاتشو نشان داد. اولین بار پیکسل بود که خرید کیف، خودرو جایزه تعیین کرد.
ما تحول را دوست داریم، و دیگران پشت سر ما میدوند. نمیبینید؟
![]()
مشتری آگاه میداند که وارد چه مغازهای میشود. کاسب آگاه هم مشتریاش را میشناسد، و کسباش را طوری جفت و جور کرده که مشتری مورد نظر، به سراغش بیاید.
هدف ما جلب مشتری آگاه است، هدف ما آگاهساختن مشتریهاست، هدف ما یادگرفتن دو جانبه است. کاسبی در تاریکی مطلوب ما نیست. ما برای روشنایی تلاش میکنیم، ما جزوه رایگان منتشر میکنیم، ما فیلم آموزشی ترجمه میکنیم، ما در آگهی متن اطلاعرسانی میگنجانیم، ما به طور معمول قبل از فروش هر دوربین سیدقیقه با مشتری صحبت میکنیم.
این کارها را میکنیم چون مشتری ما، مشتری پیکسل است.
![]()
زمانی که از دور افتادهترین نقاط کشور با ما تماس میگیرند تا از انتشار یک کار آموزشی تشکر کنند، زمانی که مشتریها پشت ویترین منتظر میمانند که مشتری حاضر در مغازه کارش تمام و آنها وارد شوند، زمانی که بعد از انتشار یک آگهی تماس میگیرند تا تشویق کنند یا ایراد بگیرند، زمانی که مشتریهای قدیمی با اصرار ما را به آشنایانشان معرفی میکنند و چنین زمانهایی؛ دست و دل ما میلرزد.
محبت شما بسیار بیش از خدمات ما است. اما میگویند نوایی که از دل برخیزد، لاجرم بر دل نشیند. ما کارهای ناچیزمان از ته دلمان انجام میدهیم...
![]()
کمتر دیده شده که از کلکسیونرها به جز کلکسیون، چیز قابل توجه دیگری به جا بماند. جمعآوری انواع و اقسامهای ابرازهای عکاسی و فیلمبرداری هم از کسی هنرمند نمیسازد.
برای آفریدن یک عکس زیبا یا ساختن یک فیلم تکاندهنده الزاما به لنزهای گرانقیمت متعدد، سهپایهها و نگهدارندههای آنچنانی، کارتحافظههای سریع و جادار، کیفهای سبک و مقاوم، کامپیوترهای سریع و... نیاز نیست.
سالهاست که میگوییم برای آفریدن قریحه و تلاش حرف اول را میزند، این چیزها را هم نمیتوان خرید و فروش کرد. تنها کاری که ما میکنیم، عرضه ابزار ممتاز است تا دردسر کار کم شود و فرصت برای قریحهپردازی بماند.