۱۰ واقعیت شگفتانگیز درباره عکاسی که نمیدانستید
عکاسی پر است از اتفاقهای غافلگیرکننده، ظرافتهای فنی عجیب و روایتهایی که حتی عکاسهای باتجربه را هم شگفتزده میکند. از ریاضی پشت f-stopها گرفته تا دوربینهایی که روی ماه رها شدند، این نکتهها نشان میدهند جهان عکاسی چقدر غیرمنتظره و پیچیده است.
۱. عددهای F-Stop بر پایه ریشه دوم عدد ۲ ساخته شدهاند
اینکه چرا مقیاس f-stop چنین عددهای «عجیبی» دارد، تصادفی نیست. این توالی بر پایه √۲ (حدود ۱٫۴۱۴) ساخته شده است. دلیلش این است که برای دو برابر کردن نور ورودی، باید مساحت دهانه دیافراگم را دو برابر کنید. برای دو برابر شدن مساحت یک دایره، شعاع آن باید در √۲ ضرب شود. چون f-number حاصل تقسیم فاصله کانونی بر قطر دیافراگم است (و قطر دو برابر شعاع است)، همین رابطه باعث شکلگیری توالی استاندارد f-stopها در عکاسی شده است.
پایین رفتن در مقیاس، نور را دو برابر میکند:
-
f/2.8 → f/2 (تقسیم بر ۱٫۴) = دو برابر نور
-
f/2 → f/1.4 (تقسیم بر ۱٫۴) = دو برابر نور
-
f/1.4 → f/1 (تقسیم بر ۱٫۴) = دو برابر نور
بالا رفتن در مقیاس، نور را نصف میکند:
-
f/1 → f/1.4 (ضرب در ۱٫۴) = نصف نور
-
f/1.4 → f/2 (ضرب در ۱٫۴) = نصف نور
-
f/2 → f/2.8 (ضرب در ۱٫۴) = نصف نور
تمام این سیستم کاملاً ریاضی است؛ به همین دلیل عددها همینطور بهنظر میرسند. همین رابطه است که باعث میشود گامهای یکسوم (مثل f/1.8 یا f/3.5 یا f/6.3) عجیبتر بهنظر برسند؛ آنها فقط تقسیم کوچکی از همین توالی √۲ هستند. ساختاری کاملاً منطقی که در دل عکاسی جا گرفته است.
۲. اولین «دوربین DSLR» حدود ۲۰٬۰۰۰ دلار قیمت داشت و یک کوله ۱۰ پوندی لازم داشت
اولین DSLR تجاری، Kodak DCS 100 (کداک DCS 100)، در سال ۱۹۹۱ معرفی شد. بدنهای بود از Nikon F3 با یک حسگر CCD یکمگاپیکسلی. ذخیرهسازی داخلی نداشت؛ باید یک «واحد ذخیرهسازی دیجیتال» روی شانه حمل میکردید: یک پک ۲۰۰ مگابایتی که تنها حدود ۱۵۶ عکس بدون فشردهسازی نگه میداشت. خود دوربین حدود ۳٫۴ پوند وزن داشت و همراه پک شانهای به مجموعاً ۱۵ پوند میرسید؛ تجربهای عجیب در تاریخ عکاسی.

قیمت ۲۰٬۰۰۰ دلاریاش امروز معادل تقریباً ۴۵٬۰۰۰ دلار است. نوشتن هر عکس چند ثانیه طول میکشید و خبری از عکاسی پیاپی نبود. با وجود این محدودیتها، کداک این سیستم را برای خبرگزاریها و عکاسان خبری عرضه کرد؛ جایی که سرعت انتقال عکسها مهمتر از وزن و سختی کار بود. این دوربین، آینده عکاسی دیجیتال را نشان میداد؛ حتی اگر به اندازه یک توپ بولینگ وزن داشت.
۳. روی ماه، ۱۲ دوربین هاسلبلاد جا مانده است
وقتی فضانوردان آپولو روی ماه فرود آمدند، از دوربینهای هاسلبلاد 500EL بسیار تغییریافته استفاده کردند. برای صرفهجویی در وزن و امکان آوردن سنگهای بیشتر، دستور داشتند همهچیز را جا بگذارند. آنها فقط مگزینهای فیلم را برداشتند و بدنهها و لنزها را رها کردند. از مأموریت آپولو ۱۱ تا ۱۷، در مجموع ۱۲ دوربین هاسلبلاد روی سطح ماه باقی ماند؛ شاید گرانترین تجهیزات رهاشده تاریخ عکاسی.
این دوربینها نسخه معمولی نبودند. ناسا آنها را اصلاح کرده بود: حذف اجزای غیرضروری، رنگ نقرهای برای مقاومت در برابر دمای شدید، مگزینهای ویژه مقاوم در خلأ، و صفحههای Reseau با علامتهای مرجع برای اندازهگیری دقیق. همین دوربینها برخی از نمادینترین تصاویر تاریخ عکاسی بشر را ثبت کردند و اکنون زیر محیط سخت ماه همچنان در سکوت باقی ماندهاند.
![]()
۴. فناوری حسگر دوربین شما یک جایزه نوبل برده است
فناوری CCD (Charge-Coupled Device) که پایه عکاسی دیجیتال برای چند دهه بود، در سال ۱۹۶۹ در Bell Labs اختراع شد. ویلارْد بویل و جورج اِی. اسمیت هنگام کار روی ایدههای Picture-Phone و حافظه حالتجامد به آن رسیدند. این مدار نیمههادی تصویربرداری آنقدر مهم بود که در سال ۲۰۰۹ جایزه نوبل فیزیک را برایشان بههمراه آورد؛ اتفاقی شگفتانگیز برای پروژهای که ابتدا فقط یک آزمایش کنجکاوانه بود.
نکته جالب این است که بویل و اسمیت طرح اولیه را طی چند ساعت در یک جلسه بارش فکری کشیدند و ظرف یک هفته یک نمونه کارآمد ساختند. آنها ابتدا تصور میکردند این فناوری نوعی حافظه الکترونیکی خواهد شد، نه حسگر تصویربرداری. بعدها بود که فهمیدند چه امکان بزرگی برای ثبت تصویر دارد. امروز بیشتر دوربینها از حسگرهای CMOS استفاده میکنند (بهدلیل مصرف انرژی کمتر و هزینه پایینتر)، اما اختراع CCD همان نقطه عطفی بود که عکاسی دیجیتال را ممکن کرد.
۵. اولین عکس رنگی یک «نوار شطرنجی تارتان» بود که در سال ۱۸۶۱ گرفته شد
فیزیکدان جیمز کلرک ماکسول برای اثبات نظریه بینایی سهرنگی خود، اولین عکس رنگی دائمی تاریخ عکاسی را ساخت. فرآیند کار این بود: نوار تارتان باید سهبار با فیلم سیاهوسفید عکاسی میشد؛ یکبار با فیلتر قرمز، یکبار با سبز، و یکبار با آبی. ماکسول سپس این سه تصویر تکرنگ را هرکدام با فیلتر رنگی مربوط به خودش تاباند و نتیجه، بازسازی کامل تصویر نوار اما اینبار در رنگ واقعی بود. همان اصل سادهای که دوربینهای امروز هم استفاده میکنند.

نکته عجیب این است که این آزمایش نباید آنقدر خوب جواب میداد؛ امولسیونهای عکاسی آن دوران به نور قرمز حساس نبودند. بااینحال تصویر قرمز ثبت شد. بعدها مشخص شد که احتمالاً پارچه قرمز بخشی از نور فرابنفش را بازتاب میداده و امولسیون همان را ثبت کرده است. ماکسول کمی خوششانسی آورد، اما اصل علمیِ عکاسی او کاملاً درست بود.
![]()
۶. در ژاپن و کره جنوبی، گوشیهای فروختهشده باید صدای شاتر غیرقابلقطع داشته باشند
این الزام علیه کاربران نیست، بلکه برای سازندگان است. برای مقابله با عکاسی پنهانی و پدیده «مولکا» در کره، هر دو کشور مقرراتی اعمال کردهاند، البته با روشهای مختلف.
در کره جنوبی، مقررات ایجاب میکند گوشیهای دوربیندار هنگام گرفتن عکس، صدایی بین ۶۰ تا ۶۸ دسیبل تولید کنند. گوشیای که اجازه قطع این صدا را بدهد نمیتواند در بازار داخلی فروخته شود. در ژاپن، این موضوع بیشتر یک توافق صنعتمحور است تا قانون رسمی، اما نتیجه یکی است: در مدلهای داخلی، صدای شاتر غیرقابلقطع است، حتی در حالت بیصدا.
برخی عکاسان این وضعیت را در فضاهای آرام (مثل موزهها یا کنسرتها) آزاردهنده میدانند، اما مسئله حفظ حریم خصوصی مهمتر فرض میشود. نکته جالبتر اینکه رفتار گوشی به منطقه و تنظیمات سیمکارت بستگی دارد؛ یک مدل بینالمللی ممکن است در کره یا ژاپن متفاوت عمل کند، چون الزام بر اساس محل فروش و پیکربندی دستگاه است.
۷. دلیل سرخشدن عکسهای قدیمی، ناپایداری رنگ «سایان» است
اگر دیدهاید عکسهای خانوادگی دهه ۷۰ و ۸۰ یک تهرنگ قرمز/ارغوانی پررنگ دارند، دلیلش یک شکست شیمیایی است. در چاپهای رنگی Type C، سه لایه رنگ (سایان، مجنتا و زرد) وجود دارد. رنگ سایان در برابر زمان بسیار ناپایدار است. با گذشت سالها، این لایه میریزد و فقط مجنتا و زرد باقی میمانند، که ترکیبشان یک تهرنگ قرمز-نارنجی ایجاد میکند. یعنی خاطرات کودکی شما واقعاً در حال تجزیه شیمیایی هستند. یک واقعیت تلخ در تاریخ عکاسی.
به همین دلیل، نگهداری آرشیوی اهمیت دارد. گرما، رطوبت و نور، روند محوشدن سایان را سریعتر میکنند. عکسهایی که در آلبوم و محیط کنترلشده نگهداری میشوند بسیار بیشتر دوام میآورند. چاپهای جوهرافشان امروزی با جوهرهای پیگمنتمحور بسیار پایدارترند، و برخی سازندگان دوام ۲۰۰ سال یا بیشتر را ادعا میکنند. اما چاپهای داروخانهای دهه ۸۰؟ آنها دیگر در زمان اضافه زندگی میکنند.
۸. اشتباه کداک «پنهانکردن» دوربین دیجیتال نبود؛ سوءبرداشت از آن بود
تصور عمومی این است که کداک دوربین دیجیتال را دفن کرد. حقیقت این است که آن را ساخت. DCS 100 محصول خود کداک بود. اشتباه بزرگ آنها در عکاسی دیجیتال، یک خطای خیالی بود: کداک خود را یک شرکت شیمیایی میدید و دیجیتال را ابزاری حرفهای برای حمایت از فیلم میپنداشت. آنها نمیتوانستند جهانی را تصور کنند که «فیلم برای عموم» محو شود، چون فکر میکردند فیلم محصول آنهاست، نه عکس.
در دهه ۹۰، کداک بازار دوربین دیجیتال حرفهای را با سری DCS در اختیار داشت و از دیجیتال درآمد هم کسب میکرد. اما باور داشت مردم همیشه چاپ خواهند خواست، و چاپ یعنی کاغذ عکس، که کداک میفروخت. بخشی از این تصور درست بود؛ مردم چاپ میخواستند. اما اشتباه این بود که فکر میکردند چاپها را باید از کداک بگیرند. چاپ خانگی، سرویسهای چاپ آنلاین و بعدتر اشتراکگذاری دیجیتال، مدل کسبوکار آنها را از چند جهت نابود کرد.

۹. یک فرانسویِ مقیم برزیل هم واژه «عکاسی» را اختراع کرده بود (اما کسی متوجه نشد)
ما سر جان هرشل را سازنده واژه Photography میدانیم. اما در سال ۱۸۳۳، هِرکول فلورانس، مخترع فرانسوی-برزیلی، در یک روستای دورافتاده برزیل در حال انجام آزمایشهای خودش بود. یادداشتهای او نشان میدهد که او بهطور مستقل دوربین خود را ساخت، فرایند شیمیایی خودش را توسعه داد و باورنکردنی است فرآیندش را Photographie نامید. کارهای او تا دهه ۱۹۷۰ کاملاً ناشناخته ماند تا دوباره کشف شد. یک قطعه گمشده مهم در تاریخ عکاسی.
فلورانس فقط ابداعکننده واژه نبود؛ او واقعاً عکس تولید میکرد، آن هم با نمکهای نقره، و کاملاً مستقل از داگِر و تالبوت. حتی از فرآیندش برای چاپ برچسب و سند استفاده کرد، چیزی شبیه یک فرم اولیه از تکثیرِ عکاسی. اما کارهای او منزوی ماند و دیده نشد. یادآوری مهمی است که نوآوری اغلب همزمان در چند نقطه رخ میدهد، اما شهرت نصیب کسی میشود که ارتباطات عمومی بهتری دارد.
۱۰. جهان سالانه بیش از ۱٫۵ تریلیون عکس میگیرد (و ۹۲٪ آنها با گوشی گرفته میشود)
در اوج دوران فیلم در سال ۲۰۰۰، حدود ۸۰ میلیارد عکس در یک سال گرفته میشد. امروز ما همین تعداد را در دو هفته ثبت میکنیم. برآوردهای فعلی میگویند سالانه بیش از ۱٫۵ تریلیون عکس گرفته میشود و بیش از ۹۲٪ آنها با گوشی هوشمند، نه دوربینهای حرفهای. یعنی امروز تقریباً به اندازه نیمی از کل قرن بیستم، سالانه تصویر تولید میکنیم. یک دگرگونی کامل در تعریف عکاسی.
![]()
این انفجارِ تولید تصویر، ماهیت عکاسی را دگرگون کرده است. در دوران فیلم، هر بار فشردن شاتر هزینه داشت و باید فکر میکردید. امروز گرفتن ۵۰ عکس برای یک شات خوب کاملاً طبیعی است. عکاسی از یک عمل حسابشده به یک شکل دائمیِ ارتباط تبدیل شده است. سؤال دیگر این نیست که «آیا این ارزش عکاسی دارد؟» بلکه این است: «چرا از این عکس نگیرم؟» شاید بزرگترین تغییر فرهنگ بصری بشر از زمان اختراع چاپ باشد.