زوج روفتاپر معروف

برای یک عکس، تا کجا می‌شود بالا رفت؟

0 6

گاهی یک عکس فقط یک عکس نیست. پشت بعضی قاب‌ها، چیزی بیشتر از نور، زاویه و ترکیب‌بندی پنهان شده؛ میل به دیده‌شدن، وسواس ساختن یک تصویر متفاوت، فشار شبکه‌های اجتماعی و البته خطری که شاید در نگاه اول، پشت زیبایی تصویر گم شود.

خرید تجهیزات عکاسی

داستان آنجلا نیکولائو و ایوان بیرکوس، زوج روفتاپر معروف، دقیقاً از همین جنس است. آن‌ها سال‌هاست با بالا رفتن از ساختمان‌ها و سازه‌های بسیار بلند، عکس‌ها و ویدیوهایی منتشر می‌کنند که هم چشمگیرند و هم اضطراب‌آور. حالا هم بعد از ماجرای صعود به امپایر استیت در نیویورک، نامشان دوباره وارد خبرها شده است.

این زوج در گزارش‌های رسمی با نام‌های آنجلا نیکولائو و ایوان کوزنتسوف معرفی شده‌اند، اما در فضای آنلاین و مستند نتفلیکس، بیشتر با نام‌های آنجلا نیکولائو و ایوان یا وانیا بیرکوس شناخته می‌شوند. همین تفاوت نام‌ها نشان می‌دهد که با یک چهره‌ معمولی در دنیای عکاسی طرف نیستیم؛ اینجا هویت واقعی، شهرت اینترنتی و شخصیت رسانه‌ای کاملاً در هم تنیده شده‌اند.

زوج روفتاپر

روفتاپینگ چیست؟

روفتاپینگ به بالا رفتن از ساختمان‌ها، برج‌ها، جرثقیل‌ها و سازه‌های مرتفع برای ثبت عکس و ویدیو گفته می‌شود. خروجی این کار معمولاً بسیار هیجان‌انگیز است؛ شهر از بالا دیده می‌شود، ارتفاع حس تعلیق می‌سازد و حضور یک انسان روی لبه‌ سازه، تصویر را به‌شدت دراماتیک می‌کند.

اما مسئله اینجاست که بسیاری از این صعودها بدون مجوز، بدون تجهیزات ایمنی استاندارد و در موقعیت‌هایی انجام می‌شوند که یک اشتباه کوچک می‌تواند فاجعه‌ساز باشد. برای همین، روفتاپینگ فقط یک سبک تصویری یا ژانر ماجراجویانه نیست؛ نقطه‌ای است که عکاسی، قانون، امنیت و فرهنگ شبکه‌های اجتماعی به هم برخورد می‌کنند.

در مورد این زوج روفتاپر هم ماجرا فقط به چند عکس خطرناک محدود نمی‌شود. آن‌ها از همین سبک زندگی، یک برند شخصی، یک روایت عاشقانه و حتی یک مستند ساخته‌اند.

از شهرت اینترنتی تا مستند نتفلیکس

آنجلا نیکولائو و ایوان بیرکوس پیش از ماجرای امپایر استیت هم در میان علاقه‌مندان به روفتاپینگ و ویدیوهای ماجراجویانه شناخته‌شده بودند. آن‌ها در عکس‌ها و ویدیوهایشان معمولاً روی سازه‌های عظیم شهری دیده می‌شوند؛ جایی که فاصله‌ی بین یک قاب تماشایی و یک حادثه‌ی جدی، بسیار کم است.

شهرت آن‌ها با مستند «آسمان‌نوردان؛ یک داستان عاشقانه» بیشتر شد؛ مستندی که در سال ۲۰۲۴ منتشر شد و رابطه‌ این زوج را در دل همین صعودهای خطرناک روایت می‌کند. این مستند فقط درباره بالا رفتن از ساختمان‌ها نیست. درباره اعتماد، ترس، وابستگی، فشار رابطه و این سؤال است که وقتی عشق و شهرت روی خطر بنا می‌شود، چه چیزی درون رابطه تغییر می‌کند.

زوج روفتاپر

نتفلیکس در معرفی این مستند، آن‌ها را دو ماجراجوی واقعی معرفی می‌کند که مرزهای عشق و اعتمادشان را با صعود غیرقانونی به یکی از بلندترین ساختمان‌های جهان آزمایش می‌کنند. همین جمله به‌خوبی نشان می‌دهد که جذابیت داستان آن‌ها فقط در ارتفاع نیست؛ در رابطه‌ای است که مدام روی لبه‌ی خطر تعریف می‌شود.

بحث بر سر عکس؛ صحنه‌ای عجیب اما آشنا

یکی از ویدیوهایی که اخیراً دوباره در شبکه‌های اجتماعی دیده شد، صحنه‌ای از همین زوج روفتاپر است که در ارتفاعی بسیار خطرناک، درباره عکس‌ها با هم بحث می‌کنند. نکته مهم این است که این ویدیو مربوط به صعود اخیر آن‌ها به امپایر استیت نیست؛ طبق اصلاحیه‌ وبسایت پتاپیکسل، این صحنه از مستند «آسمان‌نوردان؛ یک داستان عاشقانه» آمده و بعد از خبرساز شدن ماجرای امپایر استیت دوباره مورد توجه قرار گرفته است.

در این ویدیو، آنجلا از عکس‌ها راضی نیست. احساس می‌کند هنوز آن تصویر کامل و بی‌نقص ثبت نشده. ایوان، در مقابل، سعی می‌کند آرام‌تر برخورد کند و بیشتر نگران تمرکز، انرژی و شرایط خطرناک آن لحظه است.

چیزی که این صحنه را عجیب می‌کند، خودِ بحث نیست. خیلی‌ها تجربه کرده‌اند که هنگام عکس گرفتن، یکی از نتیجه راضی نیست و دیگری می‌گوید «خوب شده، بسه دیگه». اما اینجا مسئله فرق دارد. این بحث معمولی در جایی اتفاق می‌افتد که کوچک‌ترین بی‌احتیاطی می‌تواند نتیجه‌ای جبران‌ناپذیر داشته باشد.

همین تضاد، این صحنه را انسانی‌تر و در عین حال ترسناک‌تر می‌کند. از یک طرف با یک اختلاف آشنا روبه‌رو هستیم؛ وسواس روی عکس، ژست، کادر و نتیجه نهایی. از طرف دیگر، زمینه‌ ماجرا کاملاً غیرعادی است: ارتفاع، خطر، فشار روانی و وسواس رسیدن به یک قاب بی‌نقص.

زوج روفتاپر

ماجرای امپایر استیت چه بود؟

در تیر ۱۴۰۵، آنجلا نیکولائو و ایوان بیرکوس پس از صعود به بخش آنتن امپایر استیت در نیویورک خبرساز شدند. طبق گزارش‌های خبری، آن‌ها در بالای این سازه بنری با پیام صلح و عشق باز کردند و این حرکت با یک خواستگاری هم همراه شد.

اما ماجرا برای مقام‌های شهری فقط یک حرکت عاشقانه یا نمایشی نبود. بعد از این صعود، هر دو بازداشت شدند و با اتهاماتی مثل ورود غیرمجاز، به‌خطر انداختن جان دیگران و موارد مرتبط دیگر روبه‌رو شدند. در برخی گزارش‌ها هم آمده که نیروهای امدادی برای نزدیک شدن به آن‌ها باید ملاحظات ایمنی مربوط به آنتن ساختمان را در نظر می‌گرفتند.

این نکته مهم است؛ چنین حرکت‌هایی فقط برای خود افراد خطرناک نیست. وقتی کسی بدون مجوز وارد بخش‌های محدود و حساس یک ساختمان می‌شود، ممکن است کارکنان، نیروهای امنیتی، نیروهای امدادی و حتی مردم اطراف هم درگیر پیامدهای آن شوند. بنابراین نمی‌شود این اتفاق را فقط به چشم یک حرکت عاشقانه یا یک محتوای وایرال دید.

البته تا زمان صدور حکم نهایی، اتهامات مطرح‌شده باید در حد اتهام نوشته شوند، نه حکم قطعی. اما اصل ماجرا روشن است: این صعود بدون مجوز انجام شده، واکنش پلیس را به دنبال داشته و پرونده قضایی برای این زوج شکل گرفته است.

چرا داستان این زوج برای عکاسی مهم است؟

در نگاه اول، شاید ماجرا بیشتر شبیه یک خبر عجیب از دنیای شبکه‌های اجتماعی باشد. اما برای عکاسی، داستان این زوج روفتاپر اهمیت بیشتری دارد؛ چون دوباره یک سؤال قدیمی را مطرح می‌کند: برای گرفتن یک عکس متفاوت، تا کجا باید جلو رفت؟

تصاویر روفتاپینگ از نظر بصری قدرت زیادی دارند. ارتفاع، زاویه دید غیرمعمول، شهرِ زیر پا، بدن انسان در برابر معماری عظیم و حس خطر، همه با هم قابی می‌سازند که به‌راحتی توجه مخاطب را می‌گیرد. اما قدرت بصری یک عکس، همیشه به معنای درست بودن مسیر تولید آن نیست.

عکاسی فقط مسابقه برای پیدا کردن عجیب‌ترین زاویه نیست. گاهی مهم‌ترین تصمیم عکاس این نیست که کجا بایستد، بلکه این است که کجا نایستد. خلاقیت وقتی با مسئولیت همراه نباشد، ممکن است از هنر فاصله بگیرد و به نمایش خطر تبدیل شود.

شبکه‌های اجتماعی و وسواس قاب بی‌نقص

یکی از مهم‌ترین بخش‌های این داستان، نقش شبکه‌های اجتماعی است. در فضایی که هر عکس و ویدیو فقط چند ثانیه فرصت دارد توجه مخاطب را جلب کند، تصاویر عجیب‌تر و خطرناک‌تر شانس بیشتری برای دیده‌شدن پیدا می‌کنند. همین منطق باعث می‌شود بعضی تولیدکنندگان محتوا مدام دنبال قاب‌هایی افراطی‌تر و شوکه‌کننده‌تر بروند.

صحنه بحث این زوج بر سر عکس، دقیقاً همین فشار را نشان می‌دهد. آن‌ها در موقعیتی هستند که برای بسیاری از آدم‌ها حتی تصورش هم ترسناک است، اما دغدغه‌ی اصلی همچنان این است که آیا عکس به اندازه کافی خوب شده یا نه.

این لحظه از یک دعوای ساده فراتر می‌رود و تبدیل به تصویری از فرهنگ امروز ما می‌شود؛ فرهنگی که در آن گاهی ثبت کردن لحظه، از خود لحظه مهم‌تر می‌شود. گاهی دیده‌شدن، از تجربه کردن جلو می‌زند. و گاهی یک قاب، آن‌قدر مهم به نظر می‌رسد که خطرهای پشت آن نادیده گرفته می‌شود.

زوج روفتاپر

الهام‌بخش یا خطرناک؟

پاسخ ساده نیست. از یک طرف، نمی‌توان انکار کرد که تصاویر این زوج تأثیرگذارند. آن‌ها می‌دانند چطور قابی بسازند که مخاطب را متوقف کند. ترکیب ارتفاع، رابطه عاشقانه، معماری شهری و حس خطر، از نظر تصویری بسیار قدرتمند است.

اما از طرف دیگر، همین تصاویر می‌توانند خطرناک باشند؛ مخصوصاً وقتی فقط به‌عنوان محتوایی هیجان‌انگیز دیده شوند و درباره تبعاتشان حرفی زده نشود. مخاطبی که فقط خروجی نهایی را می‌بیند، شاید متوجه فشار روانی، ریسک جانی، پیامدهای قانونی و مسئولیت‌های پنهان پشت آن نشود.

برای همین، روایت چنین داستان‌هایی باید با احتیاط انجام شود. می‌شود درباره این زوج روفتاپر به‌عنوان یک پدیده رسانه‌ای نوشت، اما نباید کارشان را ساده‌سازی یا قهرمان‌سازی کرد. روفتاپینگ بدون مجوز و بدون ایمنی، فعالیتی بسیار خطرناک است و نباید به‌عنوان الگو یا توصیه برای عکاسی ماجراجویانه معرفی شود.

عکاسی متفاوت، بدون عبور از مرز خطر

برای ساختن یک عکس خاص، همیشه لازم نیست از قانون و ایمنی عبور کنیم. بسیاری از عکاسان شهری، معماری، مستند و ماجراجویانه با برنامه‌ریزی، مجوز، شناخت موقعیت، تجهیزات مناسب و هماهنگی با تیم‌های حرفه‌ای، تصاویری می‌سازند که هم چشمگیرند و هم مسئولانه.

گاهی یک زاویه خوب، یک لنز مناسب، زمان‌بندی درست نور، دسترسی قانونی به یک پشت‌بام، یا استفاده هوشمندانه از عمق و فاصله می‌تواند همان حس عظمت، ارتفاع و تعلیق را در عکس ایجاد کند؛ بدون اینکه جان کسی به خطر بیفتد.

هنر عکاسی فقط نزدیک شدن به خطر نیست. هنر، گاهی در این است که بتوانیم حس خطر، مقیاس و هیجان را بدون ساختن خطر واقعی بازسازی کنیم.

در نتیجه…

داستان آنجلا نیکولائو و ایوان بیرکوس، داستان برخورد چند جهان با هم است: عشق، عکاسی، شهرت، خطر، قانون و شبکه‌های اجتماعی. آن‌ها با تصاویرشان میلیون‌ها نفر را جذب کرده‌اند، اما همان تصاویر یک پرسش مهم را هم پیش روی ما می‌گذارند: آیا هر عکسی که می‌تواند دیده شود، ارزش گرفته شدن دارد؟

شاید پاسخ حرفه‌ای این باشد: عکس خوب فقط عکسی نیست که مخاطب را میخکوب کند. عکس خوب باید حاصل تصمیمی آگاهانه باشد؛ تصمیمی که در آن زیبایی، خلاقیت، امنیت و مسئولیت کنار هم قرار بگیرند.

منبع petapixel
نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.