عشق آموزش در کنار دکان‌های دونبش

2 434

قبلا هم از دی‌وی‌دی بخش سوم آموزش نورپردازی دیجیتال صحبت کرده‌ایم، اما با توجه به سوالاتی که در گوشه و کنار می‌شود، لازم می‌دانیم توضیحات بیشتری به علاقمندان پرسش‌گر بدهیم.

ولی پیش از آن بد نیست کمی از علت علاقه پیکسل به آموزش و سابقه ماجرا بگوییم. چرا ما در پیکسل به آموزش و آموختن را مبرم می‌دانیم؟

ریشه‌ها

دو سال پیش، دوستی محترم از ما دعوت کرد در یک کارگاه آموزش نور، که شرکت تحت مدیریت او حامی مالی آن شده بود، شرکت کنیم. زمانی که دانستیم کارگاه در سالن سینما برگزار می‌شود، گمان کردیم شاید به علت وسعت فضا، بلندی سقف یا دلیلی خاص و فنی چنین محلی انتخاب شده است. عاقبت در روز موعد به کارگاه رفتیم و با ناباوری دیدیم که چند صد نفر (اشتباه تایپی نیست)، که هر کدام نزدیک به چهل هزار تومان شهریه پرداخته‌ بودند، با هزار امید و آرزو نشسته‌اند تا رموز نور و عکاسی برآن‌ها نمایان شود. بعضی از آن‌ها از شهرستان آمده بودند، خیلی از مشتری‌های پیکسل را بین آن‌ها دیدیم. این صدها نفر صبح جمعه خود را گذاشته بودند و کم یا زیاد هزینه کرده بودند، به عشق یادگیری.

مدرس شروع به صحبت و اسلاید نشان دادن کرد، خیلی از گفته‌هایش گرچه بی‌ربط نبود اما واقعا کسالت بار می‌نمود و نه در بینش هنرجو موثر به نظر می‌رسید نه در عملش. وقتی که نوبت به کار عملی رسید، مدرس برای گرفتن پرتره دوربین را روی اف22 و سرعت یک دویست و پنجاهم تنظیم کرد. سوژه در حال پرش و جهش نبود، همچنین پشت سرش نیز کاملا سیاه بود؛ یعنی نه عمق‌‌میدان خاصی لازم بود و نه سرعت شاتری این چنین. مدرس الحق داشت فصلی نو در هنر پرتره می‌گشود!

نتوانستیم طاقت بیاوریم و از سالن بیرون آمدیم، از چهره دوست دعوت‌کننده‌ فهمیدیم که ایشان هم از وضعیت راضی نیست.

گام‌های کوچک

بعد از این مشاهدات نه چندان جالب، و نظایر آن، با خود فکر کردیم که چرا علاقمند ایرانی نباید منابع یادگیری مناسبی در اختیار داشته باشد؟ پیش از آن دفترچه‌‌ای رایگان برای انتخاب بهتر دوربین دیجیتال نوشته و منتشر کرده بودیم (این روزها برای چنین اطلاعاتی پول می‌گیرند!). این بار تصمیم گرفتیم که سری فیلم‌های نورپردازی پرتره شوت‌اسمارتر را ترجمه کنیم. با هزار دردسر و ناشی‌گری کار را شروع کردیم و بعد از اتمام، دی‌وی‌دی اول را در اقصی نقاط کشور رایگان توزیع کردیم؛ نه یکی و نه دوتا، صدها. دی‌وی‌دی دوم در سال گذشته آبرومندتر درآمد و آن را به قیمت تمام شده فروختیم. سعی کرده بودیم بهترین امکانات حرفه‌ای در تولید آن مصروف شود. سومی هم که تازگی درآمده است.

گاهی می‌شنویم که افراد به طعن می‌گویند: «دوربین‌فروشی را چه به بحث آموزش؟». در پاسخ خاطره‌ای از زبان مرحوم همایون صنعتی‌زاده نقل می‌کنیم: «برای انتشارات فرانکلین که خارجی‌ها سراغم آمدند، گفتم من تجربه نشر ندارم. چرا مرا انتخاب کردید؟ گفتند که بهتر، چون اگر تجربه داشتی باید چند ماه وقت می‌گذاشتیم تا تاثیرات آن آموزه‌های غلط را محو کنیم».

×××

اگر آموزش و آموزشگر حرفه‌ای معنی‌اش این است که پرتره عادی را با فلاشی به قدرت خروجی اف22 بگیرند، ما حتما ترجیح می‌دهیم غیر‌حرفه‌ای باشیم. بگذارید به شما دوستان پیکسل بگوییم که این‌ قدم‌های کوچک همه آغاز بوده و ما می‌خواهیم معیارهای آموزش با رسانه‌های جدید را بالا ببریم. شاید نمی‌دانید که که مدیر گروه پیکسل زمانی معلم بوده و عاشق آموختن و آموزاندن است، حتی اگر ما بحث آموزش را جدی نگیریم، او ولمان نمی‌کند!

خیلی صحبت کردیم، اجازه بدهید در یادداشت آینده به دی‌وی‌دی سوم آموزش نورپردازی بپردازیم و بهترین شکل استفاده از آن را برایتان بگوییم.

2 نظرات
  1. سروش نفیسی می‌گوید

    اول از همه چرا ارزان شد؟ به قول خودتان بایستی قیمت را روی ۷۵۰۰۰ ریال میداشتید ولی الان ۵۰۰۰۰ ریال ….؟؟؟ گرچه محبت دوستان برای من مجانی در آمده است هر سه قسمت این داستان اما ارزش آن ها را بیش از این ارقام کم میدانم نه از جنس ریالی بلکه معنوی و آموزشی.
    دوسال پیش در آن سمینار کذایی شرکت داشتم در ردیف دوم سالن و خیلی مشتاق و در همان ساعت اول بود که به چرت مشغول شدم و تا کنون فکر میکردم این چرت ناشی از خستگی پرواز شیراز به تهران آن هم ساعت ۵ صبح بوده و یا خنکی هوای سالن …. اما الان متوجه شدم که من تنها در این چرت صبح گاهی تنها نبوده ام ….
    گاهی اوقات به نظرم میرسد در کشور ما ارزش همه چیز را به ریال پرداختی می سنجند و اگر این دی وی دی های با ارزش را با این نرخ عرضه کنیم ارزش آن را کاسته ایم … وقتی در این جامعه برای فیلم ها و سریال های تکراری و بدون داستان و هنرپیشه و هجو حاضرند دها هزار تومان را پرداخت کنند آیا برای خرید این گونه سرفصل های مهم و آموزنده مخاطب نباید کمی به قول خودش ول خرجی کند؟ آیا نباید هزینه این گونه وسایل کمک آموزشی در آید تا انتشار دهنده راغب به ادامه کار شود؟

    1. Hadi می‌گوید

      سخن شما بی‌حکمت نیست. اما عادت‌دادن مخاطب برای پرداخت هزینه آموزش، زمانی که از کپی رایت خبری نیست، کار دشواری است.

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.